سر خوش زسبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش چون آینه ،خو کرده ی حیرانی خویشم لب باز نکردم به خروشی و فغانی من محرم راز دل طوفانی خویشم از شوق شکر خند لبش جان نسپردم شرمنده جانان ،زگرانجانی خویشم بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی عمریست پشیمان زپشمیانی خویشم هر چند <<امین>>بسته دنیا نی ام،اما دلبسته یاران خراسانی خویشم. ********************
دل را زبیخودی،سر از خود رمیدن است جان راهوای از قفس تن پریدن است از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم باری علاج شوق گریبان دریدن است شامم سیه تر است زگیسوی سرکشت خورشید من برآی ، که وقت دمیدن است سوی تو ای خلاصه ی گلزار زندگی مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است با اهل درد شرح غم خود نمیکنم تقدیر غصه ی دل من ناشنیدن است آن را که لب به جام هوس گشت آشنا روزی <<امین>>سزا لب حسرت گزیدن است
نویسنده: مرد بارانی |
یکشنبه 84 آذر 27 ساعت 8:15 صبح
|
|
نظرات دیگران نظر
|
تا چند سال پیش همه از حقوق زنان و ظلم به آنها دم میزدند.رسانه ها.خطبا و...اما. امروزه پس از حل این مساله صدای مردان بالا رفته است که آقا کسی به داد ما برسد.بنده خودم جزو آنهایی هستم که معتقدم مردان در حاشیه قرار گرفته اند اما..دلائل هر وقت در خیابان منتظر ماشین هستم میبینم همه ماشینها به احترام خانومها میایستند اما برای آقایان خیر تازه اگر هم برای ما نگه دارند ماشینهای درب و داغون و قدیمی که راننده اکثر اونا پیرمردها هستند در فروشگاهها هرچی داد میزنیم و جنس قیمت میکنیم جواب نمیدهند چون فروشندگان محترم کار خانومها رو راه میاندازند در بلیط فروشیها حتی برخی از ادارات نیز ما جنس دوومیم. حالا بقیه قضایا و در خانه بماند که باید ظرف هم بشوریم و صدایمان هم در نیاید
نویسنده: مرد بارانی |
یکشنبه 84 آذر 27 ساعت 8:2 صبح
|
|
نظرات دیگران نظر
|
امروزه بیش از هر زمان دیگر تشیع در خطر است.فعالیت فرقه های جعلی و ادیان تحریف شده در ایران رو به ازدیاد است اما. از همه مهمتر فعالیت وهابیت است.سلفی گری یا وهابیت انحرافی در اسلام بود که به دست مزدور انگلیس محمد بن عبدالوهاب در عربستان پایه گذاری شد.مستر همفر جاسوس انگلستان مهمترین مشوق ابن عبد الوهاب بود.این جریان که محور خود را بر مخالفت با اهل بیت گذاشته است امروز با پولهای نفتی عربستان در حال نفوذ به ایران است. متاسفانه به دلیل ضعف برخی از دستگاههای امنیتی و فرهنگی این جریان مانند سرطانی در حال رشد است. اکنون این جریان در خوزستان و برخی از استانهای دیگر بسیار فعال شده و اگر فکری نکنیم فردا در تهران و بقیه شهرها باید صدای اذان وهابیون را نیز بشنویم. پس بیاییم فکری کنیم
نویسنده: مرد بارانی |
شنبه 84 آذر 26 ساعت 1:19 عصر
|
|
نظرات دیگران نظر
|
هدیه من به شما.فقط یه صلوات شرط کپی اونه
نویسنده: مرد بارانی |
پنج شنبه 84 آذر 24 ساعت 11:47 صبح
|
|
نظرات دیگران نظر
|
شعری از خودم برای امام رضا علیه السلام پرسید دخترم که بهشت خدا کجاست گفتم به شهر طوس حریم رضاست او گفتا که حوض کوثر او پس چه میشود گفتم به شهر قم حرم اولیاست او گفتا که اهل جنت او کیستند بگو گفتم هر آنکه زائر این بارگاست او
نویسنده: مرد بارانی |
چهارشنبه 84 آذر 23 ساعت 1:29 عصر
|
|
نظرات دیگران نظر
|
ما ادمها خیلی هامون مثل ماهی میمونیم.فقط خودمون و میبینیم و تنگمونو.خودمونو محصور کردیم تو یک فضای کوچیک و منتظریم کسی بیاد واسه مون غذا بریزه.دنبال دریا نیستیم و با اقیانوس بیگانه ایم.چشم حقیری داریم و دل فقیری.بیایم مثل نمو که تو اون کارتون تلاش کرد و دوباره به اقیانوس رسید ما هم تلاش کنیم و به اقیانوس معرفت برسیم که راهش عمل به قران و اطاعت از اهل بیته.
نویسنده: مرد بارانی |
چهارشنبه 84 آذر 23 ساعت 12:48 عصر
|
|
نظرات دیگران نظر
|
سلام.میدونم اقا جون از دست من دلخوری.میدونم خیلی بدم.میدونم مایه ننگم.میدونم دل شما رو به درد آوردم.میدونم هرچی گفتید عمل نکردم میدونم خیلی گناه کارم.میدونم باید باعث جلب محبت مردم به شما میشدم اما برعکس باعث بدبینی مردم به شما شدم.میدونم به جای محبت شما دل به محبت دنیا دادم.میدونم خیلی از شما دور شده ام اما... اما میخوام دوباره برگردم.میخوام دوباره بیام منو ببخشی.میخوام بیام پای ضریحت مثل ابر بهار گریه کنم.میخوام بیام دلمو به پنجرت گره بزنم.میخوام سلام کنم اما جواب منو بدی.من که بدم اما تو که خوبی آقا. بیا و به حق مادرت فاطمه زهرا در این روز تولدت منو ببخش یا ابالحسن.بیشتر از این میترسم بنویسم چون اشکام باعث خرابی کیبورد میشه .پس مددی کن مولا
نویسنده: مرد بارانی |
چهارشنبه 84 آذر 23 ساعت 8:49 صبح
|
|
نظرات دیگران نظر
|
میلاد مسعود امام رئوف علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارکباد
نویسنده: مرد بارانی |
سه شنبه 84 آذر 22 ساعت 4:45 عصر
|
|
نظرات دیگران نظر
|
یادداشت مترجم: کلمه [Armageddon] یا آنگونه که در اصلمقالهاى که خواهید خواند آمده است«هر مجدون» واژهاى است اصلایونانى که بنا به تعریف واژه نامههاىآمریکایى همچون فرهنگ «وبستر» بهمعنى نبرد نهایى حق و باطل در آخرالزمان است. همچنین این واژه نامشهرى است در منطقه عمومى شام کهبنا به آنچه در باب شانزدهم مکاشفاتیوحنا، در عهد جدید آمده است، جنگىعظیم در آنجا رخ مىدهد و مرحلهحاضر از زندگى بشر در آن زمان پایانمىیابد. به عبارتى نبرد مذکور مقدمهتحولى بزرگ است که سرنوشتنهایى آدمى بر روى کره زمین به آنبستگى دارد. دکتر عبدالکریم زبیدىنویسنده مقالهاى که ترجمه آن در پىخواهد آمد، در نوشته کوتاه خود بهبررسى اعتقاد غربیان به این حادثهپرداخته و به طور خلاصه از رابطهاین واقعه با حادثه عظیم ظهور مهدىآل محمد، صلوات الله علیهم اجمعین،پرده برداشته است. این مقاله گرچهدر برخى موارد حاوى تحلیلى سطحىاست، اما در عین حال نکات مهمى را درخود دارد که در شرایط سیاسىکنونى منطقه قابل اهمال نیست.
نویسنده: مرد بارانی |
سه شنبه 84 آذر 22 ساعت 4:12 عصر
|
|
نظرات دیگران نظر
|
یکی از مهمترین دلایل رشد فساد در جامعه بالا رفتن سن ازدواج است.با شروع دوران بلوغ نیازهای جنسی خودنمائی میکند.اصلی ترین و مهمترین راه کنترل آن دفع این نیاز است.متاسفانه تزهای الکی و بدون مایه انهم از سوی برخی از کسانیکه خود طاقت یکروز تجرد را ندارند باعث شده که برخی از جوانها نیز همان تزها و مزخرفات را تکرار کنند.بهتر از همه ما خداوند راهکار دفع این نیازها را میداند و ازدواج را هم برای همین کار قرار داد.البته هدف محض از ازدواج تنها اینکار نیست اما شعارهای توخالی مبنی بر اینکه فقط عشق دستمایه ازدواج است و نباید مسائل جنسی را مد نظر قرار داد از جمله جوکهای بسیار خنده دار است.متاسفانه بهانه مسائل مالی و عدم اعتقاد به خدا و...باعث بالا رفتن سن ازدواج شده است.خود من در 19 سالگی ازدواج کرده ام و الان بسیار راحت هستم.هر چند سالهایی سخت را پشت سر گذاشتم اما با کمک همسرم به راحتی این مسائل حل شد.توکل به خدا مهمترین مساله ای است که باید در بحث ازدواج مد نظر قرار داد.مشکلات جامعه غیر قابل انکار است اما برخی از جوانها دنبال لقمه اماده میگردند.اگر کسی عرضه کار کردن و اداره زندگی را ندارد چرا گناهش را گردن اجتماع میاندازد.مگر در همین جامعه امروز جوانانی در کمال عشق با شرافت اما کم خرج زندگی نمیکنند.بالا رفتن سن ازدواج مساوی با از دست رفتن لذتهای جوانی است.پس سخت نگیریم و با قناعت زندگی کنیم
نویسنده: مرد بارانی |
سه شنبه 84 آذر 22 ساعت 3:28 عصر
|
|
نظرات دیگران نظر
|